تبلیغات |
خوشا با خاطرات یاس بودن خوشا با یاس هم احساس بودن من و تو پا به پای رود رفتن به دنبال نوای رود رفتن شقایق در شقایق عشق چیدن میان سبزه زاران پر کشیدن نشستن غنچه عشق چیدن به دست ساده دل یاس چیدن خوشا روح لطیف آب گشتن خوشا در عاشقی بی تاب گشتن بیا ای همسفر مهمان من شو توان دیگری در جان من شو بیا در خاطر هم باز گردیم پر از شادی پر از آواز گردیم خوشا بین من و تو بند خوردن میان چشم ما پیوند خوردن خوشا در ساحل هجران نشستن پلی بین نگاه خویش بستن خوشا با آبشاران گریه کردن من و تو زیر باران گریه کردن ببین پروازیم یک بال دارم برای پر زدن آمال دارم بیا و بال دیگر شو برایم که شاید با تو در پرواز آیم خوشا پرواز ما بین من و تو شب آغاز ما بین من و تو
چی کردی واسه من تو غیر آزار چی گذاشتی از خودت تو غیرحرفات منو عاشق ندونستی امامن واست می مردم منو از خودت بریدی بعد میگی که نامیدی تو منو کشتی و رفتی بعد میگی هواتو داشتم تو منو چیزی ندادی غیر آه و غم و غصه تو با من یکی نبودی تو ازم خیلیه دوری تو ازم دریغ می کردی تکیه گاه بودنم رو تو ازم چیز ی نذاشتی جز یه تن خسته تو همش فکر فراری فرار از منو سکوتم فرار از این همه دردی که تو گذاشتی تو وجودم تو همش تو فکر اینی که یه روز منو به بینی که چه جور بی تو نشستم میریزم اشکهای خسته ام
بـا تـو آغــاز مـی کـنـم خـوب مـن بـه نــام تـو
عشق یعنی ... دفتر تلفن محرمانه نداشته باشی.
نامه ات رو دادی به من خوند مش یواشکی خوند مش هزار دفعه سوزوند مش یواشکی تا ند ونن این و اون حرفه عشقمون چیه ند ونن تو زندگی خدای عشق من کیه؟ نمی خوام هیچکی بدونه که دلم کجا اسیره الهی هیچکی تو رو ازم نگیره دوست دارم برای من گل بیاری یواشکی سر تو رو سینه من بزاری یواشکی من و تو باشیم و تنها یه خدا تو آسمون که میدونم نمی گه قصه مون و به دیگرون .... دیدنم که اومدی یواشکی بگو عاشقم شدی یواشکی وقتی پیش تو میام یواشکی می گم ار تو چی می خوام یواشکی الهی هیچکی تو رو ازم نگیره دوست دارم خنده کنیم گریه کنیم یواشکی بگیم ای وای چه کنیم وای چه کنیم یواشکی تو یه سجاده بیار برای من از گل ناز دوست دارم پیش تو وایسم به عبادت نماز نظر بدید
زندگی باید کرد چه بخواهی چه نخواهی محکوم به رندگی هستی تو در زندانی و خود نمی دانی ولی بدان ازادی در چند قدمی توست و ان در عشق الهیست زندگی را دوست دارم نه در قفس عشق را دوست دارم نه در هوس تو را دوست دارم تا اخرین نفس فقط اسمی به جا مانده از ان چه بودم و هستم دلم چون دفترم خالی قلم خشکیده در دستم رفیقان یک به یک رفتقد مرا در خود رها کردند همه خود درد من بودند گمان کردند که همدردند
پائیز را دوست دارم چون فصل غم است غم را دوست دارم چون بهار دل است اشک را دوست دارم چون گواه دل است دل را دوست دارم چون جایگا ه تنهایم است وتنهایم را دوست دارم بی آنکه بدانم برای چه؟؟... تنهائیم تنهائیم
1 شب تا به سحر گریهی جانسوز و دگر هیچ شمعیم و دلی مشعلهافروز و دگر هیچ 2 که مه دو زلف سیه ندارد رخ تو دخلی به مه ندارد 3 خلق را از طرهات آشفتهتر خواهیم کرد آخر از جور تو عالم را خبر خواهیم کرد 4 صبرکن، ای دل! شبی آخر به ما هم میرسد در غمش هر شب به گردون پیک آهم میرسد 5 ز حسن و خوبی تو هیچ کم نخواهد شد اگر تو رخ بنمایی ستم نخواهد شد 6 شو بار سفر بند که یاران همه رفتند دعوی چه کنی؟ داعیهداران همه رفتند 7 به رضوان شاخ سنبل میفرستم به گلگشت جنان گل میفرستم 8 گلشن طبع تو جاویدان بهار است، ای حکیم! نوبهار و رسم او ناپایدار است ای حکیم! 9 افق از پرتو خورشید، گلگون خوشا فصل بهار و رود کارون 10 بنالید از آن درد ابر سیاه زدش چند سیلی همی بر قفا 11 اندر سرم شکست خمارم را جام میام فکند ز کف و آن گاه 12 همتی یاران! که بگذشته است آب از سر مرا کند از جا عاقبت سیلاب چشم تر مرا 13 آشفته شد به دیدهی عشاق خوابها بگرفت شب ز چهرهی انجم نقابها 14 که قیر اندود زو روی دنیا سحابی قیرگون بر شد ز دریا 15 کز برج دین بتافت یکی روشن آفتاب ای آفتاب گردون! تاری شو و متاب 16 زین بلا وارهان مرا، یارب! ماندهام در شکنج رنج و تعب 17 کس ار بزرگ شد از گفتهی بزرگ، رواست سخن بزرگ شود چون درست باشد و راست 18 زیر کلاه عشق و حقیقت سری نماند در شهربند مهر و وفا دلبری نماند 19 ای گنبد گیتی! ای دماوند! ای دیو سپید پای در بند! 20 |
ABOUT
MENU
Home
|